تحلیل مناقشه سه‌جانبه بر سر میدان گازی آرش؛ سناریوهای آینده چه خواهد بود؟

میدان گازی–نفتی آرش دوباره به محور اختلاف ایران، کویت و عربستان تبدیل شده و سناریوهای حقوقی مختلفی برای آینده آن مطرح است.

میدان گازی آرش به دلیل اختلافات مرزی میان ایران، کویت و عربستان به یکی از حساس‌ترین موضوعات انرژی منطقه بدل شده است. بررسی سناریوهای حقوقی نشان می‌دهد مسیر آینده میدان همچنان پرابهام است.

با انتشار بیانیه تازه شورای همکاری خلیج فارس و تأکید دوباره بر «مالکیت انحصاری» کویت و عربستان بر میدان گازی آرش (الدّره)، اختلاف قدیمی میان سه کشور وارد مرحله‌ای تازه شده است. این میدان که از دهه ۱۳۴۰ خورشیدی مورد مناقشه بوده، اکنون به دلیل افزایش نیاز انرژی و رقابت ژئوپلیتیکی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

تحلیل مناقشه سه‌جانبه بر سر میدان گازی آرش؛ سناریوهای آینده چه خواهد بود؟

میدان گازی–نفتی آرش یا الدره، که در مرزهای دریایی ایران، کویت و عربستان قرار دارد، دوباره در مرکز تنش‌های منطقه‌ای قرار گرفته است. شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه اخیر خود بار دیگر ادعا کرده «مالکیت کامل» این میدان متعلق به عربستان و کویت است و هیچ کشور دیگری حقی بر آن ندارد. این موضع در سال‌های اخیر بارها تکرار شده، اما این‌بار با پیگیری برنامه توسعه میدانی دو کشور عربی، اهمیت و حساسیت آن بیشتر شده است.

ایران این ادعا را رد کرده و اعلام کرده است بخشی از ساختار زمین‌شناسی میدان در محدوده دریایی تحت ادعای تهران قرار دارد. اختلاف اصلی از آنجا ناشی می‌شود که مرز دریایی ایران و کویت هرگز به‌طور رسمی تعیین نشده است؛ نقطه‌ای که از نگاه حقوقی میدان را در «وضعیت خاکستری» نگه می‌دارد. همین ابهام به عربستان و کویت اجازه داده تا با اتکا به توافق دوجانبه، توسعه میدان را بدون حضور ایران پیش ببرند؛ اقدامی که تهران آن را غیرقانونی می‌داند.

درباره حجم ذخایر نیز اجماع روشنی وجود ندارد. منابع مختلف بین ۷ تا ۲۰ تریلیون فوت‌مکعب گاز طبیعی و حدود ۳۰۰ میلیون بشکه نفت درجا را برای این میدان برآورد کرده‌اند. هرچند این ارقام تخمینی است، اما اهمیت انرژی‌محور میدان و نزدیکی آن به خطوط کشتیرانی خلیج فارس، وزن ژئوپلیتیکی موضوع را دوچندان می‌کند.

تحولات اخیر نشان می‌دهد کویت و عربستان با هدف تأمین بلندمدت انرژی خود و کاهش وابستگی به LNG وارداتی، برنامه توسعه میدان را جدی‌تر از گذشته دنبال می‌کنند. این مسیر اگر بدون توافق با ایران ادامه پیدا کند، در سال‌های آینده می‌تواند این مناقشه مرزی را به یکی از پرونده‌های ثابت امنیت منطقه تبدیل کند.


بخش تحلیلی

در سطح جهانی، پرونده آرش را باید بخشی از رقابت گسترده‌تر انرژی در خلیج فارس دانست؛ منطقه‌ای که از دهه ۱۹۷۰ محور مباحث مرزی، امنیت انرژی و موازنه قدرت بوده است. بسیاری از پروژه‌های بزرگ مشترک در خلیج فارس تنها زمانی به نتیجه رسیده‌اند که تقسیم مرزها روشن شده باشد. از نگاه نهادهای بین‌المللی، نبود نقشه مرزی قطعی بزرگ‌ترین مانع توسعه میدان آرش است.

برای ایران، سرنوشت این میدان تنها موضوع انرژی نیست؛ بلکه بخشی از معادله ژئوپلیتیکی با کویت و عربستان محسوب می‌شود. در شرایطی که روابط تهران–ریاض پس از توافق ۲۰۲۳ وارد مرحله‌ای تازه شده، هرگونه تنش تازه بر سر آرش می‌تواند دوباره فضای بی‌اعتمادی را احیا کند. در عین حال، اگر ایران بتواند مذاکرات سه‌جانبه را فعال کند، امکان بهره‌برداری مشترک و حتی جذب سرمایه خارجی وجود خواهد داشت؛ الگویی که در بسیاری از میدان‌های مشترک جهان، از دریای شمال گرفته تا خلیج مکزیک، تجربه شده است.


جمع‌بندی

میدان گازی آرش اکنون به نقطه برخورد سه نگاه متفاوت تبدیل شده است: دیدگاه حقوقی ایران، توافق دوجانبه کویت–عربستان و موضع حمایتی شورای همکاری. آینده میدان به این بستگی دارد که آیا سه کشور به توافقی جامع می‌رسند یا مناقشه ادامه می‌یابد. تا زمانی که مرزهای دریایی تعیین نشود، آرش همچنان یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های انرژی خلیج فارس خواهد ماند و اثر آن می‌تواند سال‌ها بر روابط ایران و همسایگان جنوبی‌اش سایه بیندازد.

خروج از نسخه موبایل